الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
477
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
صلح كنم در صلح باشيد و من با معاويه صلح كردم و نمىدانم شايد آن امتحانى براى شما و مايهء بهرهگيرى از اين دنيا تا مدتى بوده باشد ! - اشاره به معاويه نمود - » . « 1 » 52 - ابنابىالحديد ، از قول ابوالعباس نقل كرده ، مىگويد : پس از كشتن على عليه السلام حوثره اسدى و حابس طائى از خوارج نزد معاويه رفتند و در ميان جمع خودشان حركت كردند تا به محل اصحاب نخيله رسيدند و آن روز معاويه در كوفه بود كه در سال جماعت وارد آنجا شده بود درحالى كه حسنبن على نيز آنجا فرود آمده بود و مىخواست راهى مدينه شود ، پس معاويه كسى را نزد آن حضرت فرستاد درحالى كه مقدارى از راه را طى كرده بود ، از او خواست تا سرپرستى جنگ با خوارج را بر عهده بگيرد ! پاسخ حسن عليه السلام اين بود كه به خدا سوگند ، من از جنگ با تو خوددارى كردم بهخاطر حفظ خون مسلمانان ، از اينرو اين كار درخور من نيست ؛ آيا من با گروهى بجنگم كه تو خود به خدا سوگند سزاوارتر از آنان برجنگيدنى ! » « 2 » 53 - همو از ابوالحسن مداينى روايت كرده ، مىگويد : بر معاويه پس از ورود به كوفه و صلح با حسن عليه السلام ، گروهى از خوارج خروج كردند ، معاويه كسى را نزد حسن عليه السلام فرستاد و از او خواست كه با خوارج بجنگد !
--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 190 . ( 2 ) - شرح نهجالبلاغه : 5 / 98 .